اسكندر بيگ تركمان
765
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نمودند و جنود بغداد كه در شهر بودند آوازه آمدن محمود پاشا و سپاه عرب شايع ساخته سر راه بر سگبانان گرفته فيما بين حربى در غايت صعوبت اتفاق افتاد و جنود بغداد غالب آمده جمعى كثير در كوچهها و محلات عرضهء تيغ فنا گشته بقية السيف روى بقلعه آوردند و محمود پاشا از اينخبر بفتح و ظفر اميدوار گشته بمعاونت و استظهار مير ناصر ولد مهناء عرب كه با فوجى كثير بمعاونت او آمده بود از دجله گذشته ببغداد آمد و لشكريان بغداد قوت گرفته در محاصرهء نارين قلعه و تضييق محصوران ساعى گشتند مصطفى پاشا از آمدن محمود پاشا به شهر و استيلاء جنود بغداد هراسان گشته چون بسيارى از مردم او كشته شده بودند از قضيهء برادرش ياد آورده بر ساير مردم خود بىاعتماد گشت و از غايت خوف و بيم چند روزى صبر نكرد كه فرستادگان او از درگاه معلى عود نموده مدد لشكر قزلباش به او رسد كس نزد محمود پاشا فرستاده بتمهيد معذرت پرداخت و سخن صلح بميان آورده قرارداد كه چون حله حسب الامر پادشاهى سنجق اوست از جانبين لشكريان متعرض يكديگر نشوند كه او بغداد را بپاشا گذاشته باموال و اسباب و ملازمان خاصهء خود بحله رود . محمود پاشا اين مقدمه را غنيمت شمرده رضا بمصالحه داد و از جانبين عهد و پيمان بميان آمده مصطفى پاشا با مردم خود از نارين قلعه بيرون رفته روى بحله آورد و عاقبت روى اميد بدرگاه عالمپناه آورده شرح آن در وقايع سال آينده مرقوم كلك بيان ميگردد بالجمله محمود پاشا در همانروز داخل قلعه شده بحكومت مشغول گرديد مقارن وصول بيرام خان و رفقا باردوى حسنخان و امراء اين خبر بديشان رسيد و رايات ظفر آيات در آق النك همدان بود كه عرايض امراء رسيده حقايق حالات بغداد معلوم گشت چون شدت گرماى بغداد و سورت حرارت روى در افزايش داشت در آنوقت آن عزيمت صورت وقوع نيافت و چند روزى در حدود همدان و در جزين بانتظام مهام مملكت و داددهى خلايق و سياست دزد و قطاع الطريق الوار و اكراد پرداخته در باب يورش بغداد كه سالها در ضمير انور رسوخ داشت تدبيرات مىانديشيدند كه اخبار آمدن جلاليان شايع گرديده بالكليه آن عزم لايق را عايق گشت . ذكر احوال جلاليان و بيان محاربات ايشان با روميان و آمدن فوجى از آنطبقه بدرگاه سعادت نشان شهريار ايشان بر خردمندان تيز هوش و تيزهوشان سخن نيوش پوشيده نمانده كه مكررا در اين نسخهء عالم آرا بتخصيص در ديباچهء كتاب اشعارى شده كه هر چند مراد از تسويد اين اوراق شرح احوال ايران و ايرانيان اما بنابر ارتباط سخن و اطلاع بر احوال نو و كهن ناگزير است كه اندكى از احوال هر طايفه كه موقوف عليه مقصد اصلى است بر سبيل اجمال در طى تحرير وقايع ايران نگاشتهء كلك بيان گردد كه پرتو شعور مطالعه كنندگان بر پيشگاه ايوان بلند اركان سخن تافته امورى كه ضرورى دريافت مطلب است مبهم نماند لهذا مجملى از احوال جلاليان بدستيارى كلك نكته [ 345 ] پرداز مرقوم صحيفهء راز ميگرداند . مجملا روميان روميه جماعتى را كه بپادشاه زمان عاصى گشته بنهب و غارت و تخريب ولايت مشغول ميگردند جلالى مينامند وجه تسميه جلالى آنچه بخاطر ناقص ميرسد آنست كه همانا اين طايفه مظاهر